[][][]... کلبه چوبی ...[][][]

 

 

 

آهاي آدمك چوبي كه احساس تو دلت مرده


توي ذهن پريشونم ديگه اسم توخط خورده

نرسيدي به فريادم توروزاي پريشوني

نه تو دلواپسم ميشي نه احساسمو ميدوني

نميخوام عاشقت باشم ديگه دستاي توسرده


ميخوام رد شم ازدنيايي كه هرروزش پر درده

توكه هيچي نميفهمي ازاين تكرارتنهايي


بذارمن باخودم باشم شايد پيداكنم راهي


شايد رويام بدون تو دوباره رنگ فردا شه


بذار اين آخرين ديدار توفصل منوتو باشه



نه من ميميرم ازغصه نه توچشمات تر ميشه

بيا دل بكنيم ازهم از اين احساس بي ريشه


+نوشته شده در شنبه 19 فروردین 1391ساعت20:36توسط kolbecho0bi | |

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید