|
سهراب : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی….. دیوانه باران زده
به چشم من نگاه نکن دوباره گريت مي گيره
دروغ نگو که مي دونم تويي که چشم به راهي
سهم من از زندگي هيچ بود دل به هرکس خوش نمودم پوچ بود رنج غربت به تن خسته نشست درد تنهايي عمرم را شکست روزگارم بر خلاف آرزوهايم گذشت يک شبي عاشق شدم سالها پشيماني گذشت سر گذشت ديگران عبرت نشد خودم شدم عبرت براي ديگران.
باز هم دلت می خواهد...
بعضی وقت ها... فقط بعضی وقت ها...
برای یک لحظه هم که شده... همه ی دنیای یک نفر باشی...!
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد...؟؟ نمی دانم کوزه گر، از خاک اندامم چه خواهد ساخت... ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد... گلویم سوتکی باشد، به دست کودکی گستاخ و بازیگوش... و او یکریز و پی در پی... دمِ گرمِ خوشش را بر گلویم سخت بفشارد... بدین سان بشکند در من ســــــــــــــکوت مرگبارم را...... . دکتر علی شریعتی.
تمام سهم من از دنیای تو جز غم و اندوه و باورهای خیالی چیزی نبود پس خداوندا سهم من از شادیهایت کجاست؟
وقتی نگاهت غمگین است قطره های پشت شیشه هم بغض می کنند…………نگاهت بی آواز است حتی باران هم شوقی برای بارش ندارد……..وقتی لبخندت ماتمکده ی چشم های بارانی ات می شود چکاوک حتی در باران هم می میرد……………وقتی نگاه زیبایت بی باران است دیگر آمدن بهار هم بهانه ای می شود برای فصل ها…………مگر میشود غریب باران غم نگاهت را ت…حمل کند و آن را به تنهایی به دوش بکشد؟ وقتی صدای نگاهت دیگر مرا صدا نمی کند………..دیگر هیچ بهانه ای برای لبخند نگاه من نیست………………بگذار حداقل غم غمگینی نگاه تو را به دوش باران بکشم……….می دانم نمی خواهی ولی بگذار سهیم غمگینی نگاهت باشم……………صدای نگاهم که برای غم چشمانت می گرید پیشکش نداشتن من در دل بی انتهایت…………….
|
About
صداي چك چك اشكهايت را ازپشت ديوارزمان ميشنوم كه چه معصومانه دركنج سكوت شب براي ستاره ها سازدلتنگي ميزنى، اي شكوه بي پايان، اي طنين دل انگيز، من ميشنوم، به آسمان بگوكه من ميشكنم هرآنچه كه توراشكسته وميشنوم هرآنچه درسكوت تونهفته! ××××××××××××××××××× سلام به وبلاگ ما خوش اومدید اين وبلاگ مادوتا با همكارى همديگه براى شما درست كرديم اميدواريم از مطالبى كه درش نوشته ميشه رضايت داشته باشيد نویسندگان:مهسا و مروارید
Home
|