[][][]... کلبه چوبی ...[][][]



از دوستت دارم گفتنهايت ديگر خسته شده ام،

 

 

از دوستت دارم هاي بدون عمل و فقط كلامي ات خسته شده ام.

 

 

ديگر برايم حنايت هيچ رنگي ندارد...

 

 

از تو سيرم، آنقدددددر سير كه اگر حتي سالها نگويي دوستت دارم گشنه نميشوم!

 

 

براي تو شبیه بازيچه اي بيش نيستم كه كلمات را فقط تحويلم ميدهي،

 

 

آن هم به فرض اينكه عريضه اي خالي نباشد.

 

 

ميخواهم نباشي تا با خيالي آسوده و فريادي از اعماق حنجره بگويم:

 

 

به درك!!!!

 

 

و با خيالي آسوه سر  بر بالش گذاشته بخوابم و اشكي برايت هدر ندهم!

 

 

براي تمام دروغ هايي كه گفتي از تو متنفرم،

 

 

براي تمام دوستت دارمهاي دروغيني كه تحويلم دادي از تو متنفرم،‌

 

 

براي احساسي كه در من به وجود آوردي،‌

حس تنفر را مي گويم  ،‌   از تو متنفرم .....

 


+نوشته شده در سه‌شنبه 13 تیر 1391ساعت10:58توسط kolbecho0bi | |

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید