[][][]... کلبه چوبی ...[][][]

قهر قهر قهر


تا روز قیامت

قیامت 2 دقیقه ای من

با تو


بغض الکی

شادیِ راستکی

شهـــرزاد وّ سحـــر وّ پریــا


دیروز...هوا آفتابی بود


می خندیدیم , می رقصیدیم

شعرایِ کودکیم

نغمه های خاطراتم شد

شیر دزدی!!

یادش بخیر گربه ی موزی

الاکلنگ مهد

و دختر دیلاقی که مسخرش می کردیم


می خندیدیم , می رقصیدیم

اوه!!چه کیفی داشت

در گوشی حرف زدن

میز اول نشستن

وقتی مدیر فقط برای من یادگاری می نوشت

شیطنت های بچگیم

وقتی رهگذر بیچاره


از پنجره با آب خیس می شد


ریز ریز می خندیدیم

هنوز


مزه ی لواشکِ پاساژ


زیر دندونمه

دندون شیشم

تنها یادگاریِ بچگیم

و دلدرد...

در سراشیب زنگی افتادم

وقتی

جعبه آرایشم

جای آبرنگ هامّ گرفت

با قلموی فراموشی

روی بوم صورتم لبخند می کشیدم

دندونام به جونِ ناخونام اّفتادن


جوونی کودکیمّ بلعید

خاطرات کودکیم

کجایید؟؟؟


نکنه باید تنهایی

بیست سالگیمّ جشن بگیرم؟؟


+نوشته شده در شنبه 19 فروردین 1391ساعت20:53توسط kolbecho0bi | |

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید