[][][]... کلبه چوبی ...[][][]

سلام دلبرکم

بیا دارم عشقمان را قدم میزنم

بیا ستاره شبم...دارم لحظه ها را رقم میزنم

تو چه بودی عشقم...که خواب را از شبم ربودی

تو که هستی دلبرم...که شقایقها عاشقانه

برایت آواز میخوانند

بیا ای که همه هستی من در چشمان تو نهفته

است

بیا میخواهم شراب لعل لبانت را بچشم

تو قبله گاه عشق منی

ای معبود من

سرمست نگاه عاشقت هستم

دیوانه غزل چشمانت گشته ام

بیا میخواهم نماز عشق به درگاهت بگذارم


+نوشته شده در یکشنبه 24 اردیبهشت 1391ساعت11:10توسط kolbecho0bi | |

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید