[][][]... کلبه چوبی ...[][][]

 

 اينجا آسمان ابريست     

آن جا را نمي دانم

اينجا شده پاييز 

 آن جا را نمي دانم

اينجا همش رنج است 

آن جا را نمي دانم

اينجا دلي تنگ است 

آن جا را نمي دانم

تو اومدي من ميرم 

 اين هم خودش رنج است

خداحافظ

 

تو مثل راز پاييزي و من رنگ زمستانم


چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نمي دانم


بدون تو شبي تنها و بي فانوس خواهم مرد


دعا کن بعد ديدار تو باشد وقت پايانم


+نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین 1391ساعت13:07توسط kolbecho0bi | |

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید