[][][]... کلبه چوبی ...[][][]

با صدای غمگین موسیقی باز هم از خواب برخاستم

چه غمگین می نوازد آوای زندگی را

از جدایی می گوید

از تنهایی گله می کند

ای ساز من بنواز

پر درد تر بنواز

باز هم تو را تنها گذاشت

باز هم رفت تا برسد به انتهای راه

اما نمی داند این جاده بی انتها است

من هم همه راه دویدم تا به او برسم اما

نرسیدم...


+نوشته شده در پنج‌شنبه 24 فروردین 1391ساعت09:36توسط kolbecho0bi | |

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید