[][][]... کلبه چوبی ...[][][]

حوای

بارانی از احساس

 

خاموشی ات در وصف خاطراتم نمیگنجد

 

چون تو در خیالم جاری میمانی

 

و تا آینده ها موسیقی زندگی  را مینوازی

 

بارانی بمان و ترنم خوش بوی بهاران را در زندگی عطرافشان کن

 

ماه روزی است که دیگر نیامدی ولی خاطرم هست که هستی

و هستت را با سلامتی و نیستت را از دفتر غم دوران میخواهم

خدا با توست و با تو خواهد ماند

و اگر در  خلوت های بی آلایشت خطی خالی یافتی

 مرا

هم در همان یک خط ، کلمه ای کن تا شاید نیایش تو باعث گره گشائی از کارم شود

برقرار بمانی و بی آفت از درد و غم


+نوشته شده در یکشنبه 29 اردیبهشت 1392ساعت18:29توسط kolbecho0bi | |

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران