[][][]... کلبه چوبی ...[][][]


 

چشمـانم را کـه مـی بنـدم

 

رویـا می شوی...


 

شیـرین !


 

چشـم بـاز مـی کنم ;

 

شـعر مـی شـوی ...

 

تلـخ !

 

تو

 

نـاب تریـن واژه ای هستـی

 

که من...


همـیشـه در حسرت طعمت دلـم شـور مـی زند ...!


+نوشته شده در پنج‌شنبه 28 دی 1391ساعت20:27توسط kolbecho0bi | |

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید