[][][]... کلبه چوبی ...[][][]

 

گاه می اندیشم،خبر مرگ مرا باتو چه کس می گوید؟

 

ان زمان که خبر مرگ مرا،از کسی میشنوی روی تو را کاشکی می دیدم!!

 

شانه بالا زدنت را بی قید... و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد!!

 

وتکان دادن سر را که عجب! عاقبت مرد! افسوس! کاشکی می دیدم...

من به خود میگویم: "چه کسی باور کرد جنگل جان مرا، آتش عشق تو خاکستر کرد؟"

 


+نوشته شده در سه‌شنبه 17 مرداد 1391ساعت17:16توسط kolbecho0bi | |

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران