[][][]... کلبه چوبی ...[][][]

 

قایقی خواهم ساخت/خواهم انداخت به آب...

تو کجایی سهراب؟؟؟

آب را گل کردند...

چشم ها را بستند و چه با دل کردند...

وای سهراب کجایی آخر...؟

زخم ها بر دل عاشق کردند...

تو کجایی سهراب؟؟؟

که همین نزدیکی عشق را دار زدند...

همه جا سایه ی دیوار زدند...

ای سهراب کجایی که ببینی حالا دلخوشی مثقالی است...!

دل خوش سیری چند؟

صبر کسهراب...!!

قایقت جا دارد؟؟؟؟؟؟

من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم...


+نوشته شده در دوشنبه 13 شهریور 1391ساعت18:14توسط kolbecho0bi | |

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران