[][][]... کلبه چوبی ...[][][]

 

کنج اتاق، آرام نشسته ام

 


 

جوانی ام چنگی به دل نمی زند

 


 

مادر، برخیز، کفش هایم را پاک کن

 


 

کیف و کتابم را بردار

 


می خواهم به کودکی برگردم....

 


+نوشته شده در دوشنبه 03 مهر 1391ساعت10:31توسط kolbecho0bi | |

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران