[][][]... کلبه چوبی ...[][][]

ت

و مرا مي فهمي

 


من تو را مي خواهم

 


وهمين ساده ترين قصه يک انسان است

 


تو مرا مي خواني

 


من تو را ناب ترين شعر زمان مي دانم

 


و تو هم مي داني

 


 تا ابد در دل من مي ماني

 

 

 

 

آرزویم همه اینست:

 

نتراود اشک از چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد

 

و به اندازه هرروز تو عاشق باشی

 

عاشق آنکه تو را میخواهد

 

و به لبخند تو از خویش رها میگردد

 

 

 

 

 
گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم
گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم
گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند
گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که هرگز فراموشش نمی کنیم
 
 
 

 

 

یکنفر در هـمین نزدیکــی ها

 

 


چــیزی

 

 

به وسعت یک زنــدگی برایت جا گذاشته است

 

 

خیالـــت راحت باشد

 

 

آرام چشمهایت را ببــند

 

 


یکنفر برای همه نگرانـــــی هایت بیــدار است

 

 


یکنفر که از همه زیبایی های دنیــا

 

تـنهـا تـــو را بـــــاور دارد...

 

 

 

 


+نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد 1391ساعت20:32توسط kolbecho0bi | |

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید