[][][]... کلبه چوبی ...[][][]

 

چشمهایم را بسته ام ، تا تو را ببینم

 

ببینم که در کنارمی ، سرم بر روی شانه هایت است و تو فقط مال منی

 

حس کنم گرمای وجودت را ، فراموش کنم همه غم های دنیا را ...

 

چشمهایم را بسته ام ، تا تو را در آغوش بگیرم ، تا همانجا در کنارت ، برایت بمیرم...

 

شاید تنها در خیالم با تو باشم و همیشه عاشق این خیالات باشم...

 

خیالی که لحظه به لحظه با من است ،

 

 


+نوشته شده در دوشنبه 03 مهر 1391ساعت10:28توسط kolbecho0bi | |

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران