[][][]... کلبه چوبی ...[][][]

چه کسی میگوید که من هیچ ندارم؟.....

من چیزهای باارزشی دارم!!!!..

حنجره ای برای بغض.....

چشمانی برای گریه....

لبهایی برای سکوت....

دست هایی برای خال ماندن....

پاهایی برای نرفتن....

شب هایی بی ستاره...!!

پنجره ای به سوی کوچه ای بن بست...

و وجودی بی پاسخ....!!!



+نوشته شده در جمعه 16 تیر 1391ساعت11:18توسط kolbecho0bi | |

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران