[][][]... کلبه چوبی ...[][][]

آرام آرام،
آرام تر از تمام آرامه های کودکیم آمدی...
 آرامشم را خط خطی کردی؛
 بعد آرام رفتی!!!
و هیچ نفهمیدی...
در تمام این لحظه های آرام چه اضطرابی درمن موج می زد!
کاش یک لحظه،
جرات خواندن ناآرامی چشم هایم را داشتی!
کاش یک لحظه،
جرات بر هم زدن آرامشت را داشتم!

 


+نوشته شده در دوشنبه 08 خرداد 1391ساعت11:55توسط kolbecho0bi | |

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید