|
من اما به تو كه ميرسم مكث ميكنم انگار در زيباييت چيزي را جا گذاشته ام مثلا در صدايت آرامش يا در چشمهايت زندگي اما تو ... انگاار نميبيني مرا !! درد دارد وقتي ... اما تو بي خيالي!!! داشتم احتمال آمدنت را حساب ميكردم ... وقت تمام شد... به جواب نرسيدم... بيرون كه آمدم،تازه فهميدم اشتباهم كجابوده است...!! تو اصلا قرار نبود بيايي... احتمال صفر بود.. چه احمقانه مردود شدم!... تو يادت نيست ولي من خوب به خاطر دارم كه براي داشتنت دلي را به دريا زدم كه از آب واهمه داشت... براي دل من ، هميشه "تــو" خواهي ماند... حتي اگر مخاطب تمام اين نوشته هايم " او " شوند. بـــاد آورده را بـــاد مي بــرد ... تو ديگر چـــرا...؟ تـــو بـرو ... گاهي كلام در وصف واقعيتِ ما كم مي آورد ناچــار ايـن سـه نقـطـه ... و ديگر هيچ !!
|
About
صداي چك چك اشكهايت را ازپشت ديوارزمان ميشنوم كه چه معصومانه دركنج سكوت شب براي ستاره ها سازدلتنگي ميزنى، اي شكوه بي پايان، اي طنين دل انگيز، من ميشنوم، به آسمان بگوكه من ميشكنم هرآنچه كه توراشكسته وميشنوم هرآنچه درسكوت تونهفته! ××××××××××××××××××× سلام به وبلاگ ما خوش اومدید اين وبلاگ مادوتا با همكارى همديگه براى شما درست كرديم اميدواريم از مطالبى كه درش نوشته ميشه رضايت داشته باشيد نویسندگان:مهسا و مروارید
Home
|