[][][]... کلبه چوبی ...[][][]

هميشه مي گفتند :

به چشمانت بياموز كه  هر چشم

 ارزش ديدن ندارد

اما خام بودم وباور نكردم

حالا كه رفته اي و تنهاييم گذاشته اي

با چشماني گريان در برابر  شمع وجودم

بدون پروانه احساساتم در اندوه وحسرتم

حسرتم نيست از رفتن تو ،  حسرتم زاينست :

به چشمانت ايمان پيدا كرده بودم

اشك هايم بر روي گونه هايم

همانند مرواريد غاطان در حركتند

شمع مي سوزد وشب دراز و حسرتم بي پايان .....

 


+نوشته شده در یکشنبه 20 فروردین 1391ساعت09:59توسط kolbecho0bi | |

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران