[][][]... کلبه چوبی ...[][][]


وقتی خیس از باران به خانه رسیدم … برادرم
گفت : چرا چتری با خود نبردی؟ … خواهرم
گفت : چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟ …
پدرم با عصبانیت گفت : تنها وقتی سرما خوردی
متوجه خواهی شد…اما مادرم در حالی که موهای
مراخشک می کرد گفت… باران احمق…این است
معنی مادر …

 

 

"دکتر شریعتی"


+نوشته شده در سه‌شنبه 05 اردیبهشت 1391ساعت18:58توسط kolbecho0bi | |

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران