[][][]... کلبه چوبی ...[][][]

كارگرخسته ای سكه ای ازجلیقه كهنه اش بیرون آوردتادرصندوق صدقه بیاندازد؛
ناگهان جمله ای روی صندوق دیدومنصرف شد؛
.
.

صدقه عمررازیادمیكند



+نوشته شده در سه‌شنبه 20 تیر 1391ساعت18:48توسط kolbecho0bi | |

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران