[][][]... کلبه چوبی ...[][][]

بعد از آنکه

شب آمد و شب رفت ...

ستاره ای در دستهایت گذاشتم و گفتم:

« یادم تو را برای همیشه فراموش! »

به خودم که آمدم، دیدم

هم تو رفته ای و هم آن ستاره را از دست داده ام !

حالا ...

هر چه بیشتر به دنبال آن ستاره به آسمان می روم

کمتر به دستهای تو می رسم ...!


+نوشته شده در دوشنبه 08 خرداد 1391ساعت11:53توسط kolbecho0bi | |

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید