کاش عشق را از پلک های خود می آموختیم... پلک هایی که تا وقتی خوندر رگ هایشان جاری است، هردم برهم بوسه می زنند پلک هایی که از سحر تا پاسی از شب برای در آغوش کشیدن هم لحظه شماری می کنند پلک هایی که حتی برای دقیقه ای کوتاه هم نمی توانند دوری از یکدیگر را تاب بیاورند پلک هایی که در لحظه مرگ هم در آغوش یکدیگر جان می دهند عشق را باید از آن ها آموخت!...
نظرات شما عزیزان:
|
About![]()
صداي چك چك اشكهايت را ازپشت ديوارزمان ميشنوم كه چه معصومانه دركنج سكوت شب براي ستاره ها سازدلتنگي ميزنى، اي شكوه بي پايان، اي طنين دل انگيز، من ميشنوم، به آسمان بگوكه من ميشكنم هرآنچه كه توراشكسته وميشنوم هرآنچه درسكوت تونهفته! ××××××××××××××××××× سلام به وبلاگ ما خوش اومدید اين وبلاگ مادوتا با همكارى همديگه براى شما درست كرديم اميدواريم از مطالبى كه درش نوشته ميشه رضايت داشته باشيد نویسندگان:مهسا و مروارید
Home
|